یک وقتی، حیوانات تصمیم گرفتند در یک مدرسه آموزش مهارتهای حیوانات شرکت کنند. برنامه آموزش آنها شامل دویدن، بالا رفتن، شنا کردن و پرواز کردن بود. همه حیوانات همه درس ها را انتخاب کردند. اردک که در شناکردن عالی بود و از معلم خود بهتر شنا می کرد در پرواز نمره قبولی نیاورد و در دویدن ضعیف بود. چون در دویدن بسیار کند بود، ناچار شد شنا را از درس خود حذف کند و پس از تعطیلی ساعات درسی، در مدرسه می ماند و دویدن تمرین می کرد. این تمرین باعث شد که پاهای پرده دار او کاملا پوستمال شوند و به همین دلیل کسی ناراحت نشد مگر خود اردک.

خرگوش در دویدن در راس کلاس خود بود. اما عصب های ماهیچه هایش به علت تمرین شنا کشیده شدند و در دویدن هم کم آورد و مثل سابق نمی توانسد بدود. سنجاب در بالا رفتن عالی بود اما در کلاس پرواز بیچاره شده بود. زیرا معلم او را وادار کرده بود از زمین به بالا برود نه اینکه از درخت پایین بیاید. سنجاب به دلیل فشار زیاد دچار گرفتگی عضلات شد. از این رو در بالا رفتن نمره «ج» و در دویدن «د» گرفت و مردود شد. عقاب یک بچه مساله دار بود و به خاطر بی انضباطی به سختی تنبیه شد. در کلاس های پرواز از همه جلو تر بود واصرار داشت روش خود را در بالا رفتن به کار گیرد.

شرح حکایت:

آدم های موفق جای مناسب خود را کشف کرده اند. مدیران موفق به زیردستان خود کمک می کنند که جای مناسب خود را بیابند. معلم ها و پدران و مادران موفق، شاگردان و فرزندان خود را با توجه به تواناییشان تعلیم می دهند و از آنها توقع بیجا ندارند.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 12 بهمن 1394    | توسط:    | طبقه بندی: روانشناسی و موفقیت،     | نظرات()