براى برآمدن حاجت‌ ها و دفع بلاها ماهى یکبار تا هفت‌ مرتبه آجیل مشکل‌گشا باید گرفت و قصه‌ آن را هم نقل کرد.

آجیل مشکل‌گشا شامل هفت چیز است:

خرما، پسته، فندوق، مغزبادام، نخودچی، کشمش، توت‌خشکه، که باید میان هفت نفر تقسیم کرد.البته میتوان از گردو , نقل , شکلات یا آب نبات هم جایگزین استفاده کرد.

نحوه نذر آجیل مشکل گشا:

صاحبِ نذر پس از بر آمدن حاجت خویش و خلاص شدن از محنت و مصیبت هر ماه یا هر هفته «سه سکه» نخود برشته یا آجیل مشکل گشا می خرد و به خانه می برد. بعد سفره یا دستمال تمیزی روی زمین پهن می کند و با چند نفر از اعضای خانواده دور سفره می نشیند و پوسته و آشغال آجیلها را می گیرد و در ضمن پاک کردن نخود یا آجیل، قصة مخصوصی را که به نام «پیرمرد خارکن» معروف است و اختصاص به نخود یا آجیل مشکل گشا دارد برای اشخاص یا اطفالی که دور سفره نشسته اند می گوید وقتی پاک کردن آجیلها و گفتن قصه به پایان رسید. صاحب نذر پوسته های نخود و آشغال آجیل را به آب روان سر می دهد و آجیل را میان مردم تقسیم می کند. مراسم این نذر تقریباً در تمام شهرهای ایران یکسان و شبیه است و تنها اختلافی که وجود دارد در قصة آن است که در هر شهر و دهی به صورتی خاص بیان می شود.


البته این نکته قابل ذکر است که منظور از سه سکه، سکه های رایج در قدیم از قبیل: ده شاهی، یک ریالی، دو ریالی، پنج ریالی بوده و در زمان حال، بستگی به توانایی نذر کننده دارد.

قصه ی پیرمرد خارکن
در زمان های قدیم پیرمرد خارکنی به نام بابا عبدالله بوده که از خارکنی زندگی می گذراند، وی در فصل گرما دو پشته خارجمع می کرد یکی را می فروخت و دیگری را در غاری مخفی می کرد. روزی برفی بارید و خاری نبود. رو به سوی غار نهاد، ولی دید اثری از خارها نیست. دلشکسته رو به سوی خدا نمود و از خدا طلب کمک می نمود که ناگهان بی هوش گردید.

در عالم بیهوشی سیدی سراغ آن آمد و جویای حالش گردید و بابا عبدالله ماجرا را تعریف کرد. سپس آن سید مشتی سنگ در دامن او ریخت و گفت: این جواهرات را فردا بفروش.
خارکن بیدار شد و سنگها را در دامن دید ولی آنها را ریخت و به خانه برگشت. فردای آن، یکی از آن سنگها که در لباس او جا مانده بود، مرواریدی گشته بود. خارکن سراسیمه برگشت و تمام سنگها که جواهر شده بودند را جمع کرد و شب مجدداً خواب دید آن سید نورانی را؛ آن سید این دفعه گفت برای جبران خوبیم، هر شب جمعه علی را یاد کن و سه سکه نخود مشکل گشا بخر و بین مردم تقسیم کن.

پیرمرد بعد از بیداری فهمید که آن سید مولا علی (ع) بوده است. پس از آن خارکن فردی متملک گردید و همسر و فرزندانش انیس خانواده ی پادشاه گردیدند.
در این بین روزی خارکن راهی مکه گردید و زن را توصیه به نذر دائمی خود نمود ولی پس از چند هفته زن دیگر آن نذر را ادا نکرد.
روزی گردنبند زن پادشاه گم گردید و زن خارکن را مقصر نامیدند. و او را زندانی و تمام اموالشان را غصب نمودند.
پیرمرد پس از برگشت از مکه از ماجرا آگاه و فوراً نذرش را در شب جمعه ادا کرد و در همان شب زن پادشاه گردنبند خود را پیدا و دستور به رهایی زن خارکن و بازگرداندن دارایی آنها داد.

ادامه ی مراسم نذر
پس از نقل قصة «پیرمرد خارکن» این چند بیت شعر را نیز جهت شگون نذر می خوانند و برای دیگر نیازمندان مراد می طلبند:
بارالها حرمت مشکل گشا     حقِّ ذاتِ پادشاهِ کربلا
مطلبِ جمله بر آور ای کریم     ایکه نامت هست رحمن الرّحیم
هیچ امیّدی را مگردان نا امید     بارالها حقِّ قرآنِ مجید

معروف است که هر کس نذر آجیل مشکل گشا کند و قصه مشکل گشا را شبهای جمعه از روی خلوص نیت و با دل شکسته بخواند و نذر را بجا آورد هر حاجتی داشته باشد به حاجتش می رسد و مراد می بیند.

معمولاً آجیل را مثل نقل عروسی توی تور یا كاغذهای كادویی می پیچند و خیلی ها با روبان سبز آن را می بندند و بعد شب جمعه پخش میكنند (البته لزومی ندارد میشود توی ظرف جلوی مردم گرفت تا یک مشت بر دارند). وقتی هم كسی آجیل را میگیرد میگوید انشااله قبول باشه و یا انشااله حاجتتون روا شه یعنی دعا میكند برای طرف.

خیلی از مردم به این آجیل اعتقاد دارند به نحوی كه اغلب وقتی این آجیل را از كسی میگیرند و میخواهند بخورند خودشان هم اگه حاجتی دارند، نیت می كنند و نذر میكنند كه اگه حاجت شان بر آورده شد چند شب جمعه آجیل بین مردم پخش كنن.

مردم معتقدند که با خوردن آجیل مشگل گشا، می‌توانند آرزو کنند مشکلات برطرف و آرزوهایشان برآورده شود.برخی نیز اعتقاد دارند با خوردن این آجیل از چشم زخم و چشم بد مصون می‌مانند. همچنین اعتقاد عده‌ای بر آنست که خوردن این آجیل در گشودن بخت دختران موثر است.

قدس آنلاین

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 مرداد 1395    | توسط:    | طبقه بندی: دینی و مذهبی،     | نظرات()